تبلیغات
anime.life - قسمت اول جدایی ناپذیر

قسمت اول جدایی ناپذیر

شنبه 2 بهمن 1395 11:42 ب.ظ

نویسنده : parnian
ارسالشدهدر: رمان جدایی ناپذیر ،
خب داستان از اونجا شروع شد که devil  با تالما ازدواج کرد و بعد از مدتی یه بچه اوردن که بر خلاف 

پدر و مادرش به یک فرشته تبدیل شده بود (به داییش رفته )  devil که شدید ناراحت بود میخواست دوباره 

بچه دار بشه پیش یه پیشگو میره و ازش میخواد ک ببینه بچه بعدی شیطانه یا فرشته بعد پیشگو سری 

با تاسف تکون میده بعد میده و میگه اونم فرشته میشه ولی اون نا امید نمیشه بعد از مدتی تالما باردار میشه 

و یه دختر با چشای قرمز و موهایی به سیاهی شب بدنیا میاره اون یه گرگ خون اشام بود  devil ک خیلی از 

این اتفاق خوشحال شده بود یه جشن بزرگ واسه دختر خون اشامش میگیره ک به این ترتیب اسمشو 

گذاشتن ایمیلیا    ایمیلیا با خواهرش ارونا بزرگ و بزرگ تر شدن ک ارونا ب سن 19 و ایمیلیا ب سن 18 رسیده 

بودن دیگه وقتش شده بود ک  devil در مورد دانشگاه دارک لایت حرف بزنه 

از زبون ایمیلیا 

از خواب بلند شدم و خودمو یه کش و قوس دادم گرسنه بودم رفتم پایین دیدم ارونا خیلی شیک داره 

برای خودش نون و مربا میخوره ایشششششش حالم ازش بهم میخوره یه فرشته ی مهربون و باگذشت 

اوققق من چ بدبختم ک یه فرشته باید خواهرم باشه رفتم تو اشپزخونه و رفتم کابینتارو ریختم بیرون 

ارونا. بد نیس وقتی از خواب بلند میشی ب خواهر بزرگت یه سلام کنی ن؟ 

ایمیلیا .اخی فرشته کوچولو ناراحت شدی...... باشه.... سلام 

ارونا با خشم نگام کرد منم با چشای قرمزم نگاش کردم 

با تشر گفت. بحث کردن با تو فایده ای نداره 

یه پوزخند تحویلش دادم و به کار خودم مشغول شدم اه پس جام شراب خون من کجاستتتتت؟؟ 

داد زدم . رااااااااااااتیییییییییییییییییییییییییییییین 

ارونا. اههه خفه شو گوشم درد گرفت 

باز داد زدم .راتتتتتتتتتتتتتتتتتتتییییییییییییییییییییییییییییییییییننننننننننننننننننننننننننننن

ارونا. میفهمی خفه شوووووووووو ینی چی؟ 

ایمیلیا. برو بمیر فقط 

ارونا . اوففففففففففففف 

راتین . بله خانوم 

ایمیلیا. مرگگگگگ دویست ساعته دارم صدات میکنم 

راتین . ببخشید نشنیدم 

ایمیلیا. پارک جام شرابی خونم کو؟ 

راتین. بفرمایید خانوم 

ایمیلیا. اوه مرسی ..... میتونی بری ......... وای چقدرم دلم لک زده بود برای خون 

ارونا جلوم ادای اوق زدن در اورد و دوباره دعوامون شد 

devil . دخترا بیاین میخوام باهاتون در مورد مسله ی مهمی حرف بزنم ................

قسمت اول تمام شد امیدوارم لذت برده باشید 
لطفا نظر بدید برای بعدی 5 نظر 
ممنون از همگیتون 



دیدگاهها : نظرات
آخرینویرایش: چهارشنبه 2 فروردین 1396 04:30 ب.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30